تبلیغات
::-'-: کلبه جوان امروز :-'-::

::-'-: کلبه جوان امروز :-'-::
 
قالب وبلاگ
نویسندگان

شاه در ماه‌های قبل از سقوط خود گفته بود كشورش در بیست و پنج سال آینده نیروی پنجم در جهان خواهد شد. و جمعیت ایران به 65 میلیون می‌رسد، و سطح درآمد یك ایرانی با درآمد یك اروپائی برابر خواهد شد. سپس شاه اظهار امیدواری كرد كه حكومتش تا 15 سال آینده ادامه یابد پس از آن حكومت را به ولیعهد سپرده و كنا‌ره‌گیری خواهد كرد.

به طور خلاصه می‌توان گفت: خطا‌های دهگانه بزرگی كه شاه مرتكب شد، پایه‌های حكومت و سلطنت او را لرزانیده و اورا به سقوط حتمی نزدیك گردانیده است.

اولین اشتباه او این بود كه میلیاردها دلار را صرف خرید اسلحه گران و سنگین كرد،‌به دلیل آنكه معتقد بود نیروهای نظامی ایران برای دفاع از اراضی و ثروت داخلی ضروری است.شاه می‌خواست با این نیروی نظامی خیره كننده، مترسكی برای كشورهای كوچك و همجوار خود باشد، ولی آنها از او نهراسیدند، و گفته‌اند گاهی اوقات به فكر ضمیمه ساختن برخی از آنها به كشورش بود، ولی نتوانست.

دومین خطای شاه این بودكه به فریب مردم و ملتش پرداخت،یعنی وعده می‌داد ولی عمل نمی‌كرد. همیشه سخن از آزادی و انتخابات آزاد می‌گفت، ولی خبری از صحت آن نبود. پیوسته در كنار شاه‌مردان كوچكی بودند كه دست او را می‌بوسیدند، و او از مردمان آزاد‌اندیش و بزرگی كه سر در برابرش می‌افراشتند و واقعیت را به او می‌گفتند، دوری می‌جست.

                                                                                      

                                 

سومین خطای شاه این بودكه به اصلاحات بزرگ و ساختن بناهای بزرگ و كارخانه‌های مختلف دست می‌زد، ولی او ایرانی را فراموش كرد. او تلاش كرد روی سر هر فرد ایرانی كلاه اشرافی گذارد و شلوار خارجی به پایش كند ولی او را از آزادی كه اشراف و بیگانگان برخوردارند، محروم ساخت در ایران خاصه در خیابان‌های تهران، اتومبیل‌های آخرین سیستم موج می‌زد، لكن نظام حكومتی ایران از سیستم حكومت‌های قرون وسطائی برخوردار بود. در وزارت كشور ایران دهها مغز الكترونیكی جدید مشغول به كار بود كه در كنار آن صدها تازیانه و چوبه‌دار دیده می‌شد... هتل‌های بی‌نظیری كه در اروپا هم ساخته نشده، در ایران به چشم می‌خورد،‌و در كنار ‌آن بازداشتگاه‌ها و سیاه‌چال‌هائی بنا نهاده شد كه در عالم نظیر آنها دیده نمی‌شود.

چهارمین خطای شاه این بود كه او متوجه ظهور و بروز نسل جوان و روشنفكر ملت ایران كه در دانشگاه‌های اروپا و آمریكا درست خوانده و بالاترین درجات علمی را كسب كرده و سال‌های سال در فضایی از آزادی و دموكراسی و عدالت زندگی كرده، نشده بود و هنگامی كه این گروه‌های جوان تحصیل‌كرده، هزار، ‌هزار به كشور خود باز می‌گشتند، احساس غربت می‌‌كردند، ‌هیچ یك از آنها ندیده بودكه در امریكا یكی از وزرا دست رئیس‌جمهور را ببوسد و كسی از آنها به یاد ندارد كه كسی در كشور سوئد در برابر پادشاه كشور، سجده نماید.

پنجمین اشتباه شاه این بودكه نفهمید تخت سلطنت زمانی مستقرو ثابت می‌ماندكه به قلب مردم و خلق كشور تكیه داشته باشد، چرا كه سرانجام مأموران امنیتی متلاشی می‌شوند و قلعه‌ها فرو می‌ریزد و اسلحه و قدرت از بین می‌رود، ولی، دوستی مردم قلعه محكمی است كه حاكم می‌تواند در آن از فتنه‌های زمان و روزگار خود را محافظت كند.

لینک ها

عکس

عکس

عكس ازجشن های۲۵۰۰ساله شاه

ادامه مطلب را ازدست ندهید....

ششمین خطای شاه این بودكه به ایمان اسلامی و فطرت پاك ملت ایران اعتماد نداشت. در فروش نفت به دشمن اسلام و مسلمانان، یعنی اسرائیل پافشاری كرد، حتی در زمانی كه كلیه كشورهای عربی و اسلامی از فروش نفت به اسرائیل و كمك كنندگانش خودداری ورزیدند، شاه ایران دست از حمایت اسرائیل برنداشت و در كنفرانس تحریم صدور نفت به اسرائیل كه از طرف كشورهای عربی (در زمان ـ جنگ اكتبر 1973) تشكیل شده بود، شركت نكرد و این واكنش‌های ضد‌بشری شاه، تأثیرات عمیق و جانگاهی در اعماق قلب ملت مسلمان ایران باقی گذاشت.

هفتمین خطای شاه این بود كه به پلیس سری خود (ساواك) كه او را با گزارشهای خود فریفته بودند، تكیه می‌كرد. این سازمان وانمود كرده بود كه مردم در آرامش بسر می‌برند و مردم شاه را می‌خواهند و خطا‌های شاه در بین مردم جزو محسنات او دانسته می‌شود. این سازمان هم چنین وانمود كرده بود كه هر صاحب رأی و اندیشه‌ای، ‌دشمن، و هر مكاری، دوست و عزیز است، نتیجه این شد كه یك حفره وشكاف عمیق بین شاه و اكثریت قاطع ملت ایران بوجود آمد.

هشتمین خطای شاه این بود كه تمام تصمیماتش را پس از گذشت وقت آن حتی پس از گذشت پنج سال می‌گرفت و گمان می‌برد كه این یك كار جدید و نو است كه او ‌آغاز كرده است. زندانیان سیاسی را پس از سال‌های متمادی كه در زندان بودند، پس از كوشش‌های بسیار كه از طرف گروهها و انجمن‌ها و سازمان‌های داخلی و خارجی می‌شد‌، آزاد می‌كرد، ولی شاه تصورمی‌كرد كه مردم از او این درخواست را نموده‌‌اند. شعبه سیاسی اداره امنیت و جاسوسی را لغو كرد، در حالی كه سالیان سال و مدتها قبل مردم خواستار لغو آن بودند.

نهمین خطای شاه این بود كه او گمان نمی‌برد كه دنیا تغییر كرده است، و ملت‌ها امروز روشنتر و با سوادتر از مردمان دوره‌های پیش هستند و چیزهائی بیشتر و بهتر از پیشینیان خود دیده و می‌شنوند، كارها و اعمالی كه مختص پلیس‌های سری است در دهه آخر سال‌های 1960 به بعد در همه كشورها منسوخ شده بود و در اوایل دهه 70 هیچ كشوری آن را نمی‌پذیرفت، شاه دستور الغاء آ‌ن را در اواخر دهه هفتاد صادر می‌نمود.

دهمین خطای شاه این بود كه او از انقلاب و واژگونی رژیم، در افغانستان درس عبرت نگرفت و از سقوط دیكتاتوری امیر‌ محمد داوخان و كلیه دستگاه‌های امنیتی و سری‌اش پند نپذیرفت و از آنچه در امپراطوری سیاه حبشه به وقوع پیوست، درس نیاموخت، بلكه به لجاجت و گستاخی، و جنایات خود علیه ملت ایران ادامه داد.منبع فردا به نقل ازاخبار الیوم( مصطفی امین، روزنامه‌نگار مصری،)




طبقه بندی: دستی درسیاست،
[ یکشنبه 21 بهمن 1386 ] [ 01:02 ب.ظ ] [ جوان امروز ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب